خیلی دوست دارم بتونم سفرنامه بنویسم و ریز ریز از تجربه ی این سفرم اینجا بنویسم ولی راستش نمی دونم از کجا شروع کنم.امشب که کمی وقت دارم تلاشم رو میکنم.
سفر رو خیلی دوست دارم.از خستگی راه طولانی و گرما یا سرما اذیت نمیشم و به چشم تجربه نگاه میکنم.برام مهم نیست غذا چی بخورم من به چند لقمه نون و پنیر راضیم.
تحت هر شرایطی غر نمیزنم و سعی میکنم لذت ببرم از سفر و با بعضئ کارها سفر رو به دیگران تلخ نکنم.چون اگر قرار بود سختی نکشیم پس خونمون که خیلی راحت بودیم پس چرا زدیم به جاده؟
من و همسرم بدون پسرامون به این سفر اومدیم البته همسفرهای بسیار خوبی داریم.یک زوج میانسال که نسبت فامیلی داریم.
در طول سفر ما تمام تلاشمون رو میکنیم در حفظ محیط زیست هیچ زباله و پسماندی از خودمون بجا نمیزاریم حتی پوست میوه و باقی مانده ی غذا که تحزیه پذیرند.
سعی می کنیم اگر خریدی داریم از محلیها خرید کنیم چه سوغاتی چه یادبود.
سفر اینبار ما تا اینجا که چهار روزش رو پشت سر گذاشتیم عالی بوده.
تصمیم دارم توی هر پست کمی از این چند روز رو بنویسم.
این پست مقدمه ای بود برای چند پست بعد.
برچسب:
نویسنده: آریا قربانی